رمان سهراووش در سال هزار و سيصد و هفتاد و پنج نوشتهشد. اما از آن زمان تاكنون در محاق سانسور جمهوری اسلامی ماندهاست. زمانی كه اصلاحطلبان قدرت را در دست گرفتند، سهراووش به وزارت ارشاد سپردهشد، اما موفق به دریافت مجوز نگردید (شرح فهرست حذفیات در یادداشت آخر كتاب آمدهاست). نام سهراووش، همانند زیرساخت قصه، از تركیب نام قهرمانان اسطورهای-حماسی شاهنامه، سهراب و سیاووش، گرفته شدهاس
ت. سهراووش نویسندهای است كه گم شده است. راوی و پرندیش، همسر سهراووش، میكوشند كه نوشتههای او را تدوین كنند. با سیری در دست نوشتههای سهراووش، راوی با دنیای اسرارآمیز و هراس انگیزی آشنا میشود كه سهراووش و گروهی از نویسندگان و شاعران تجربه كرده اند. رمان تركیبی است از قصه هایی كه از دل یكدیگر زاده می شوند و در دل هم فرو میروند. جهان قصه هنگامی اسرارآمیز می شود كه «بزرگ شورآفرینان» از سرزمینی گمنام وارد شهر میشود. او به همراهی سربازانش كه «خرده شورآفرینان» نامیده می شوند، شهر را به «شور فراگیر» مبتلا میكنند. او موفق می شود كه بر زمان، نظم خاص خودش را حاكم كند. او میتواند سالی را بیافریند كه فقط هشتاد و پنج روز داشته باشد یا شبی كه بیش از چهل ساعت به درازا بكشد. او فرمان میدهد كه افرادی را كه به شور فراگیر نپیوسته اند دستگیر كنند. سهراووش و شاعر هم از جمله دستگیر شدگان هستند. بزرگ شورآفرینان دستگاه قضایی نوینی را بنیان می گذارد كه در آن از روشها و ابزارهایی مانند "بازوی غیر بشری عدالت، پل رفع تردید، فوج تیره كننده ی روزگار، تجربه هیجان خصوصی، چنگال خانه ی عدالت یا سقوط-بس" برای مجازات گناهكاران استفاده می شود. قهرمانان قصه با مشكلات فراوانی روبرو میشوند كه از جمله است بريده شدن زبان شاعر و گم شدن سهراووش.
چاپ اول کتاب را یک ناشر امریکایی به نام Imprint Books در نوامبر 2002 منتشر كرد.
چاپ دوم کتاب در مهر ماه 1385 خورشیدی و در شمارگان محدود در کانادا منتشر شد.

0 comments:
ارسال يک نظر